شب آخر سال

۲۹ اسفند ۱۳۹۸

حکایت سال 98 هم به پایان رسید، حکایتی که غم انگیز شروع شد و غم بار به پایان می رسد.

چند سالی است که هر سال را به امید بهتر شدن حال و هوای روزگارمان شروع میکنیم ولی هر سال بدتر از سال قبل میشود که بهتر نخواهد شد.

نمی خواهم آیه یأس بخوانم ولی باید این حقیقت را بپذیریم که سال آینده نیز قرار نیست خوش و خرم باشد ولی امیدوارم حداقل پایان خوبی داشته باشد و به سبک فیلم ایرانی های دهه 80 با جشن و شادی تمام شود.

در همین شرایط پیچ در پیچ و قرنطینه خود خواسته هم فرصت خوبی است که شاید با تغییر در خودمان ، سرنوشتمان را نیز تغییر دهیم .

ارزشِ هر انسان به چیزی که به آن دست می‌یابد نیست، بلکه به هدفی است که میلِ رسیدن به آن دارد

جبران خلیل جبران

من نیز طبق برنامه و قراری که در پست قبلی گفتم ، می خواهم کار های جدیدی بکنم ، دنیای جدیدی بسازم و فعال تر باشم.

چرا که هنوز هم امید دارم و هم آرزو های فراوان.

باید دوباره شروع کرد و باید ادامه داد و سعی کنیم هر روز خودمان را، بهتر و بهتر نماییم ، هیچ کدام از ما به تنهایی نمی تواند شرایط یک جامعه را تغییر دهد، در رویدادن خیلی از اتفاقات نقشی نداریم، پس باید برای اتفاقات و حوادثی که در دست ماست فکر و تلاش کنیم. البته اگر برایمان دستی باقی بماند از بس که شُستیم و ضد عفونی کردیم 🙂

و خلاصه اینکه من با تغییر ظاهر قالب سایتم شروع کردم و یک لیست کار هم برای چند هفته آینده دارم که در مورد برخی در اینجا خواهم گفت .

به امید سالی کم غم ، درد و ظلم برای همه

به امید جهانی عاری از حماقت

به امید سرزمینی بدون خشکسالی و دروغ

به امید جشن پیروزی منطق بر ایمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

30 + = 37